لینک صفحات مجازی

اشعار و سبک ها را از کانال های زیر

دریافت و پیگیری کنید

ورود به کانال تلگرام وحید محمدی

لینک ورود به کانال ایتا وحید محمدی

صفحه ی اینستاگرام وحید محمدی

هم عزادار حسینم هم عزادار حسن

غزل ابتدای جلسه
شهادت امام حسن مجتبی علیه السلام
(وامی از شعر دکتر حسن لطفی)

هم گرفتار حسینم هم گرفتار حسن
هم هوادار حسینم هم هوادار حسن

با شفا بیگانه ام این درد من را خوش تر است
چونکه بیمار حسینم چونکه بیمار حسن

ای خدا را صد هزاران شکر که لبریز از
عشق سرشار حسینم عشق سرشار حسن

نیستم میثم ولی لب تر کند جان می دهم
در پی دار حسینم در پی دار حسن

شیر پاک مادرم تاثیر خود را داشته
تعزیه دار حسینم، تعزیه دار حسن

هر چه دارم از کرامات حسین است و حسن
هم بدهکار حسینم هم بدهکار حسن

جور ما را می کشد گاهی حسن گاهی حسین
دائما بار حسینم دائما بار حسن

هر زمان که غصه دارم می روم سر می نهم
روی دیوار حسین و روی دیوار حسن

کار ما را حضرت زهرا مشخص کرده است
در پی کار حسینم در پی کار حسن

بر تنم رخت عزای بچه های فاطمه است
هم عزادار حسینم هم عزادار حسن

اسمشان وقتی می آید پلکمان تر می شود
هم گهربار حسینم هم گهربار حسن

این یکی شد بی حرم آن دیگری شد بی کفن
روز و شب زار حسینم، روز و شب زار حسن
....
آتش و مسمار و سیلی و در و دیوار بود
روضه ی ناگفته ی قلب شرر بار حسن

وحید محمدی
۲۸ شهریور ۱۴٠۱

شب تا به سحر زدند من را

دیدی چٍقدَر زدند من را؟
در کلّ سفر زدند من را

هر وقت شکست چوبٍ نیزه
با تیر و سپر زدند من را

بابا، جلوی رباب عمداً
با تیرِ سه پر زدند من را

دارم اثری ز تازیانه
بر کتف و کمر... زدند من را

یک زجر بسم نبود انگار
هفتاد نفر زدند من را

ما بعد تو خواب هم نداریم
شب تا به سحر زدند من را

دور و بر ما شلوغ کردند
در بین گذر زدند من را

پهلوم شکست لحظه ای که
بر کوبه ی در زدند من را

صد بار به سنگِ روی دیوار
با صورت و سر زدند من را

دیدند یتیمم و اسیرم
دختر وَ پسر زدند من را

گهگاه برام گریه کردند
با دیده ی تر زدند من را

بدجور دلم شکست، وقتی
پیش تو پدر، زدند من را

ایامِ کنار تو چه خوش بود
انگار نظر زدند من را

دور سر تو شراب خوردند
آتش به جگر زدند من را

با چوب لب تو را شکستند
بر سینه شرر زدند من را

آثارِ عمو نداشتن بود
اینقدْر اگر زدند من را

وحید محمدی
۹ شهریور ۱۴٠۱

@beithayesookhte

سلام من به تو و بر محرم جدت

مناجات با امام زمان عجل الله فرجه
شب اول محرم

سلام من به تو و بر محرم جدت
سلام من به تو و روضه ی غم جدت

فدای شال سیاهت که پرچم روضه است
دوباره آمده ام زیر پرچم جدت

به زیر چادر زهرا دوباره جمع شدیم
شدیم سینه زن داغ ماتم جدت

چقدر گریه نوشتیم پا به پای لهوف
چقدر روضه کنار مُقرَّم جدت

قسم به گریه ی هر شام و اشک هر صبحت
که اشک گریه کنان است، مرهم جدت

خدا کند که بمیرم غروب عاشورا
میان ذکر مصیبات اعظم جدت

هزار بار نوشتیم روضه را، هر بار
رسیده ایم به آن جسمِ درهم جدت

رسیده ایم به دست بدون انگشتر
رسیده ایم به آن پیکر کم جدت

بیا به مجلس روضه به خاطر عباس
بیا به حق همان قامت خم جدت

وحید محمدی
۶ مرداد ۱۴٠۱
@beithayesookhte