ابن الرضای من، به خدا دوست دارمت
مناجات و مرثیه امام جواد علیه السلام
کارم به لطف تو به گدایی نمی رسد
بی تو گدا به نان و نوایی نمی رسد
وصف تو در خیال نمی گنجد ای بزرگ
تنها مقام تو به خدایی نمی رسد
حال و هوای نوکرتان رو به راه نیست
از سمت کاظمین هوایی نمی رسد؟
نه دِعبِلم، نه حِمیَری ام، نه فَرَزدَقَم
بیچاره ام... به من که ردایی نمی رسد
ابن الرضای من، به خدا دوست دارمت
جز این صدا ز سینه صدایی نمی رسد
چشمم به راه توست دم مردنم بیا
جانم به لب اگر تو نیایی... نمی رسد
آه ای جوان شهر چه کردند با دلت
آه از جگر نکش که دوایی نمی رسد
گم شد میان هلهله ها ناله های تو
ناله نزن، صدات به جایی نمی رسد
کف میزنند دور و بر حجره ات... کسی
اینجا برای نوحه سرایی نمی رسد
شکر خدا به موی تو دستی نمی رسد
شکر خدا به حنجره پایی نمی رسد
شکر خدا که دست به پیراهنت نخورد
اصلا کسی به عقده گشایی نمی رسد
شکر خدا اگر چه جوانی ولی دگر
جسمت به خیمه روی عبایی نمی رسد
وحید محمدی
۵ خرداد ۱۴۰۴
این ابیات بهانه ی عرض ارادتی است